تبليغاتX
دوستت دارم شیوا

دوستت دارم شیوا

درباره عاشقی

P.TANHA

اي عزيزم شيواي من

                                                                                                                  

         اي تو عطر خونه گلشن

            واسه پيوندمنو تو

تو گذشتي از تو ومن

خالي از ظلمو بيداد

عاشقي مثال فرهاد

زير چرخ بيوفايي

ميكنم اسمتو فرياد                                                                                                                                                                                                                                                                   

شيوا اي عزيزم

تويي مونس تويي ياور

واسه عاشقانه بودن

تويي يكي يه پيمبر

تو هجوم سيل برفي

واسه گفتن پر حرفي

واسه بودن يه بهانه

واسه خوندن يه ترانه

مي دونم تا به قيامت

تويي تنها جاودانه

خوب ميدونم كه ميدوني

اگه باشي من مي خونم

بي تو بيزار از زمونم

جنگل تن سبزو خرم

روح پاك گل و شبنم

واسه قسم اسم پاكت

ميشينه روي لبانم

شاعرا تو رو سرودن!

عاشقاپي تو بودن!

بلبلان چشت گلاشون

از تو گفتن از تو خوندن......

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 1:45  توسط TANHA  | 

اگر می خواهید زیبای خفته رو ببینید به ادامه مطلب مراجعه کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 3:45  توسط TANHA  | 

اس ام اس باحال

دوست دارم تو سيب باشي و من چاقو پوستتو بکنم مي دوني چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سيب رو بکنه بايد همش دورش بگرده

كهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم….. کفشاي پاره ميخريم …. اسباب کهنه ميخريم ….. بي اختيار دادزدم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم

زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم اما گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم،تو نيز به من آموختي كه چگونه دوستت بدارم اما به من نياموختي چگونه !؟

در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد [-o<

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي

اگر کسي مي گويد که براي تو مي ميرد دروغ ميگويد!!! حقيقت را کسي ميگويد که براي تو زندگي مي کند

رنگين كمان پاداش كسي است كه تا آخرين قطره زير باران مي ماند

دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند، با خواندن يک جمله معروف از هم جدا مي شوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هر کدام در انتظار ديگري همديگر را نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: A« عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده A»

به دنيايي که نامردان عصا از کور مي دزدند ... من از خوش باوري آنجا محبت جستجو کردم ...

اگه يه روز شاد بودي آروم بخند تا غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين شدي آروم گريه کن تا شادي نا اميد نشه !

مي خواستم اسمتو روي سينه ام خال کوبي کنم! اما ترسيدم که صداي قلبم تورو اذيت کنه...

چشمهاي تو مثل درياست... اجازه ميدي جورابامو توش بشورم؟

عاشقت گشتم تو گفتي عاشقان ديوانه اند! عاقبت عاشق شدي ديدي که خود ديوانه اي

امروز روز ملي گلهاست روزت مبارک .... اينو براي همه ي گلهاي دنيا که عطرشون رو دوست داري بفرست

چشماتو دايورت كردي رو قلبم خيالي نيست حداقل از رو ويبره درش بيار تا اينقدر دلمو نلرزونه

عشق مثل آب ميمونه.....که ميتوني توي دستت قايمش کني..آخرش يه روز دستت رو باز ميکني ميبيني نيست... قطره قطره چکيده بي انکه بفهمي.. اما دستت پر از خاطره است

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست

عشقم را نثار تو کردم...اما نپذيرفتي. عشقم را به تو هديه کردم آن را دور انداختي، زندگيم را وقف تو کردم اما در کنارم نماندي، کاش روزي آن را برگرداني!

من ياد گرفته ام: مهم نيست كه در زندگي چه داري، بلكه مهم اينست كه چه كسي را داري.

زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند.

انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند... بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز.

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد .... و توي نگاه نگران مادر ... نه تو دستاي منتظر يه غريبه ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي
.................
تمام لحظه هاي دنيا واسه زمانيه که اصلآ انتظارشو نداري و هيچ لذتي بالا تر از دوست داشتن نيست پس حالا که انتظارشو نداري دوست دارم

.................
سلام درسته که نشد برات خرس و قلب بخرم اما این اس ام اس رو برات بفرستادم تا بدونی همیشه دوست دارم ولنتاین مبارک

--------------

اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی . اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی. اگه شمع بودی روشن ترین بودی و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی ولنتاین مبارک

--------------

امیدوارم خرس زیبایی ها همیشه تو غار چشمات خونه کنه ولنتاینت مبارک عزیزم

--------------

میدونی ولنتاین یعنی چی؟ یعنی اینکه یه عاشق واقعی باید به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه

عاشقتم تا همیشه ولنتاین مبارک

--------------

نمیگم دوستت دارم
نمیگم عاشقتم
میگم دیونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بیخیال دیونست

--------------

قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق
مرا در خود کشیدی برمودای من !!!

--------------

ای دوست به جز عشق تو در سر من هوسی نیست
جز نقش تو بر صفحه ی دل نقش کسی نیست

--------------

بهترین لحظه، لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم، بعد ۱ اس ام اس از طرف من بیاد که توش نوشته میمیرم برات !
ولنتاینت مبارک !

--------------

یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم، تو هم منو شکستی
ولی اشکالی نداره، حالا خاک زیر پاتم !

--------------

با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم . . .

--------------

قاب عکستو زدم جای ساعت دیواری
از اون موقع به بعد تو شدی تمومه لحظه هام . . .

--------------

عمری با غم عشقت نشستم
به تو پیوستم واز خود گسستم
ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود
تو را دیدم. پرستیدم . شکستم

--------------

زندگی عشق است افسانه نیست آنکه عشق راآفرید دیوانه نیست

--------------
من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو، به دو چیزاعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تو، من در این دنیا دو چیز میخواهم یکی تو ودیگری خوشبختی تو.

--------------

ز;ندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر...

--------------

هر کی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت....هیچ ادایی جای اون نازو اداتو نگرفت....پیش هر نقاشی رفتم تو رو نقاشی کنه، روی هر بومی زدم رنگ چشاتو نگرفت...

--------------

م;یدونی آدما بین الف تا ی قرار دارند. بعضی ها مثل " ب " برات میمیرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت میشوند، مثل " م " منتظر می مونند تا یه روز مثل " ی " یارت بشن.

--------------

حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی...

--------------

مهم نیست ولنتاین یا سپندار مذگان

هر دوبهانه اند برای اینکه به تو بگویم

.

.

.

.

بی بهانه دوستت دارم


--------------

شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش: من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به امیدی که تو فانوس شب من باشی

--------------

مهر یه چیزیه مهربونی یه چیز دیگه، عشق یه چیزیه عاشق شدن یه چیز دیگه، قلب و دل یه چیزیه اما توی قلب تو جا شدن یه چیز دیگه

--------------

آسمونتم می توانی همیشه بارونو تو چشمام ببینی. زمین مال زمین خوارها ،فضا مال فضا پیماها ، فقط تو مال من

--------------

همه زندگی فقط ۳روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بیام ولی خودم می خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتی هم که دیگه نباشی منم میرم

--------------

زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می‌گذرد... آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد

--------------

مبادا گفته باشی دوستت می دارم دلت را می بویم مبادا شعله ای در آن نهان باشد

--------------

گفتی که دنیا را پر از غم دوست داری پس مطمئن هستم مرا هم دوست داری گفتی نمیخواهی ببارم عشق اما شعر غریبی را که گفتم دوست داری

--------------

باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشم مرا جاری کرد

--------------

دبیر فارسی بودم نامت را اولین غزل از صفحه کتابها می نهادم اگر دبیر جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش میکردم تا معادله محبت پدید آید اگر دبیر هندسه بودم ثابت می کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت

--------------

روز اول شوخی شوخی جدی شد شوخی ترین جدی عمرم دوست داشتن تو بود و جدی ترین شوخی عمرم از دست دادن تو

--------------

من بی تو یک بوسه ی فراموش شده ام؛ یک شعر پر از غلط؛ یک پرنده ی بی آسمان؛ یک نسیم سرگردان؛ یک رویای نا تمام

--------------

آتشی که عشق روشن می کند بسیار بیشتر از سردی و خاموشی ای است که تنفر به بار می آورد
و من هرگز نمی توانم کسی را که به او لبخند نزده ام از ته دل دوست داشته باشم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 0:14  توسط TANHA  | 

P.TANHA

تو را بس منتظر ماندم           

                               اوتاندی لحظلر منن

بدان من دوستت دارم

                              اینان بو یاشلی گوزلردن

سفر از تو گذر از تو

                              فقط یول گوزلماخ منن

فقط با یک نگاه تو

                              اوچار دی غصلر منن...

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 0:19  توسط TANHA  | 

P.TANHA

 

دلت را خانه ماکن مصفا کردنش بامن

                  به ما  درد دل افشا کن  مدارا کردنش با من

اگر گم کرده ای  ای دل کلید استجابت را

                     بیا یک لحظه با ما باش  پیدا کردنش با من

بیفشان قطره ی اشکی که من هستم خریدارش

                         بیاور قطره ای اخلاص  دریا کردنش با من

اگر در ها بروی بست شد  دل برمکن باز آ

                        در این خانه دق الباب کن  واکردنش با من

به من گو حاجت خود را   اجابت میکنم آنی

                        طلب کن آنچه میخواهی   مهیا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن جهانت را

                           بیاور نیک و بد را   جمع و منها کردنش با من

چو خوردی روزی امروز  مارا شکر نعمت کن

                    غم فردا مخور تامین فردا کردنش با من

به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان

                            بخوان این آیه را تفسیر و معنی کردنش با من

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت

                         تو نامه توبه را بنویس امضا کردنش با من

 

   You 

زندگی را دوست دارم نه در قفس

             عاشقی را دوست دارم نه در حوس

تو را دوست دارم تا آخرین نفس...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 11:49  توسط TANHA  | 

P.TANHA

عشقم...همه وجودم...رفیق تنهاییام...فقطو فقط ش

می خواستم به یارم هدیه بدم از خدا خواستم چه بفرستم که خار آمدو گفت:مرا بفرست تا خاری بر چشم دشمنانش باشم گفتم نه او آنقدر مهربان است که دشمنی ندارد...بلبل آمدو گفت:مرا بفرست تا با آوازم او را شاد کنم گفتم آنقدر شاد است که به تو نیازی نیست....گل آمدو گفت:مرا بفرست تا خشبویش کنم گفتم که او آنقدر خوشبو است که به تو نیازی نیست...وقتی داشتم با خاروبلبلو گل چانه میزدم ناگهان صدایی آمد آری این صدای قلب من بودکه گفت:مرا بفرست تا بگویم نازنینم دوستت دارم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 11:23  توسط TANHA  | 

P.TANHA

  

                                تو       و       من

تو از قبله ی لیلی           من از قبله ی مجنون

    تو از شقایق ونوری         من از نگاهی بی نور

تو از قبله ی دریا             من از نژاد کویرم

    همیشه گریونو غمگین برای دیدنت اسیرم

تو از بهار تازه                 من از پاییز قشنگم

    تو از اتاق شادی             من از اتاق غمم

تو از سفیدی روزی          من از سیاهی شب

    تو از عاشقی بویی نبردی   من از عاشقی میمیرم

تو در دل امیدی داری        من در دل نا امیدی.

                      

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 11:20  توسط TANHA  | 

P.TANHA

 

ٍیوخدی بیر عادل حکومت ییغا دیوانلری

چکه زنجیر جفا یازیخ آلودلری

چکمرم!چکمرم عل یخسینن چکلر داره منی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 1:3  توسط TANHA  | 

P.TANHA

 

شمع سوزان توام اینگونه فراموشم نکن

                از کنارم می روی اما فراموشم نکن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 0:54  توسط TANHA  | 

PTANHA

 

 

شاید آن روزی که سهراب گفت

        تا شقایق هست زندگی باید کرد

خبر از دل پر خون یاس نداشت

باید اینجور می نوشت

           چه شقایق چه گل یاس

زندگی اجبار است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 0:28  توسط TANHA  |